اگرچه واژه «سَمَن» امروزه به گوش بسیاری آشناست، اما آیا هدف و ماهیت آن نیز به همین میزان بر جامعه روشن است؟ سمن‌ها یا همان NGO ها (Non-governmental organization) سازمان‌هایی مردم‌نهاد هستند. عبارت «سازمان‌های غیردولتی یا مردم‌نهاد» با تأسیس سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ به وجود آمد و آیین‌نامه تأسیس و فعالیت آن در ایران در سال ۸۴ تصویب و اجرایی شد. با توجه به اینکه ۱۴ سال از نخستین روزهای فعالیت این سازمان‌ها در کشور می‌گذرد، آیا به‌واقع توانسته‌اند «بدون دخالت دولت و نهادهای حاکمیتی» در «توسعه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی» جامعه مؤثر باشند؟ جامعه تا چه میزان با سمن‌ها آشنا و مشتاق به فعالیت در آن‌ها است؟ از طرفی دستگاه‌های دولتی تا چه حد به سمن‌ها اعتماد دارند و حاضرند تن به کوچک کردن وسعت اختیارات خود دهند و کار را به سمن‌ها بسپارند؟

تعریف سمن

در تعریف سازمان مردم‌نهاد در «آئین‌نامه اجرایی تأسیس و فعالیت سازمان‌های غیردولتی» آمده است: «سازمان غیردولتی به تشکل‌هایی اطلاق می‌شود که توسط گروهی از اشخاص حقیقی یا حقوقی غیردولتی به‌صورت داوطلبانه با رعایت مقررات مربوط تأسیس‌شده و دارای اهداف غیرانتفاعی و غیرسیاسی می‌باشد.»

مازندران در یک سال اخیر در موضوع سمن‌ها دو اتفاق جدید را از سر گذرانده که این استان را در کشور پیشتاز کرده است: راه‌اندازی شاخه دانش‌آموزی سمن‌ها و صدور نخستین اعتبارنامه کشوری برای سمن «جهادگران علمدار مازندران».

سمن‌های مازندران

معاون سیاسی، اجتماعی و امنیتی استانداری مازندران تیرماه ۹۸ اعلام کرد که ۴۷۹ سمن در مازندران فعال هستند و بیشترین نیاز به فعالیت تخصصی آن‌ها در زمینه کشاورزی، صنعت و آسیب‌های اجتماعی است. وقتی به این عدد فکر می‌کنیم نخستین سؤالی که به ذهن می‌رسد این است: این سمن‌ها چه می‌کنند و تأثیر فعالیتشان در کجاها نمود می‌یابد؟

در کمترین حالت اگر هر سمن شامل ۹ عضو ثابت باشد، دست‌کم بیش از ۴ هزار نیروی داوطلب در سطح استان مشتاق یاری‌رسانی به انواع معضلات، چالش‌ها و کمبودها هستند: محیط‌زیست، اعتیاد، طلاق، کودکان کار و … .

به گفته محمد شعبانی معاون پرورشی و فرهنگی آموزش‌وپرورش مازندران، ۱۸۶ سمن نیز در استان برای همکاری با آموزش‌وپرورش اعلام آمادگی کرده‌اند. او تأکید دارد که «قصد ما دولتی‌کردن سمن‌ها نیست». با آنکه این سخن نزد همه مسئولان یکسان است، اما دولتی نکردن سمن‌ها، با واقعیت به کار نگرفتن سمن‌ها کمرنگ می‌شود. حال آنکه ماده ۲۹ آیین‌نامه علاوه بر «مشاوره و ارائه راهکارها به دستگاه‌های اجرایی»، «مشارکت در اجرای برنامه‌ها و پروژه‌های دستگاه‌های اجرایی» از طریق تفاهم یا عقد قرارداد را ازجمله حقوق تشکل‌ها می‌داند.

استقلال سمن‌ها از دولت

حبیب‌الله محسنی رئیس هیئت‌مدیره «گِلام» سمن حامی محیط‌زیست می‌گوید که از هیچ ارگانی کمک مالی دریافت نمی‌کنند که این خود باعث کمرنگ شدن فعالیت‌هایشان می‌شود: «با جذب اسپانسر و تبلیغ سعی می‌کنیم برنامه‌هایمان را پیش ببریم.» درعین‌حال که معتقد است از راه سمن‌ها می‌توان توجه افکار عمومی را به مسائل جلب کرد، گله‌مند است که رغبت مردم برای عضویت در سمن‌ها کم است و این امر نیاز به زمان و سخت‌کوشی دارد. او یادگیری «کار گروهی و همراهی با گروه» را یکی از نتایج مهم عضویت در سمن‌ها می‌داند و امیدوار است که ارگان‌های مختلف با توجه نشان دادن به سمن‌ها، فعالیت آن‌ها را مستمر کنند تا از سرخوردگی و خروج اعضا جلوگیری شود.

محسنی «ناامید نشدن در شرایط سخت محیط‌زیست امروز» را بزرگ‌ترین موفقیت سمن گلام می‌داند. او می‌گوید ارگان‌های دولتی می‌توانند بخشی از کار را به سمن‌ها بسپارند اما دریغ می‌کنند: «در آتش‌سوزی جزیره میانکاله یا بسیاری از اتفاق‌ها و برنامه‌هایی که می‌توانستند و می‌توانند از سمن ما کمک بگیرند، متأسفانه احساس نیاز نکردند.»

سمن خیریه نیست

لیلا مؤمنی مدیرعامل انجمن زنان توسعه و امید مازندران –ازتام- نیز قبول دارد که یکی از دغدغه‌های اصلی همه سمن‌ها تأمین هزینه‌هاست که باید با درآمدزایی مرتفع شود به شرطی که به هدف اصلی آن لطمه نزند. او با اشاره به اینکه دولت در سال‌های اخیر روی موضوع واگذاری بخشی از امور به سمن‌ها تأکید داشته است، می‌گوید: «از آنجایی که سمن ازتام یک سمن استانی است در بخشی از طرح‌های کاهش آسیب‌ها و فرهنگ‌سازی با ارگان‌ها تعامل دوطرفه‌ای دارد.»

به گفته مؤمنی بیش از ۲۰۰ عضو با سمن ازتام در ارتباط هستند و با توجه به بازخوردها، این سمن در ایجاد امید و نشاط در زنان تأثیرگذار بوده اما تاکنون از میزان مشخص تأثیرگذاری هر کارگاه ارزیابی صورت نگرفته است.

او معتقد است که مردم عامه و حتی برخی از مسئولان هنوز سمن‌ها را نمی‌شناسند و به تبلیغات از طرف رسانه، سمن و مسئولان نیاز است: «نمی‌شود گفت ما رضایت کامل داریم اما بعد از معرفی سمن همواره با استقبال خوبی روبرو شده‌ایم.»

مؤمنی از ناکافی بودن تعامل میان رسانه‌ها و سمن‌ها می‌گوید: «۵۰۰ رسانه در استان داریم که اگر هرکدام عضو یک سمن باشند و دست‌کم هفته‌ای یک‌بار خبر مربوط به آن سمن را انتشار دهند خود بهترین گام در شناساندن سمن‌ها خواهد بود. مردم گاه سمن‌ها را با مؤسسه‌های خیریه اشتباه می‌گیرند و گمان می‌کنند اگر عضو سمن شوند به‌اجبار باید کمک مالی کنند یا حضور پررنگ داشته باشند که اعتمادسازی و پررنگ‌تر کردن نقش اجتماعی سمن‌ها را می‌طلبد.»

سمن‌ها و ارتقای سرمایه اجتماعی

گرچه ناامیدی و نارضایتی از شرایط موجود خود را به جامعهٔ جوان امروزی تحمیل کرده است اما حلقهٔ اتصالی همچون نهادهای جدا از حاکمیت و دولت که ما به عنوان سمن آن‌ها را می‌شناسیم، می‌توانند علاوه بر ایجاد ارتباط، به پررنگ شدن اعتماد مردم به نهادهای حاکمیتی و نیز ترغیب آن‌ها به مشارکت اجتماعی مؤثر باشند. جایی که سرمایه‌های اجتماعی با پذیرفتن نقش خود به‌عنوان یک مسئولیت اجتماعی قادر خواهند بود بیش از هر نهاد و دستگاهی، به تغییر مثبت اوضاع همت گمارند. تنها کافی است که همگان به این باور برسند که لازم نیست همهٔ امور شهری و اجتماعی و فرهنگی و همهٔ آنچه به زندگی فردی و اجتماعی افراد وابسته است، در دست نهادهای دولتی باشد و دولت هم مجری باشد، هم پاسخگو و هم بعضاً مقصر اصلی.