«نفت سفید» نام روستایی است در ۶۵ کیلومتری اهواز. این روستا در گذشته چشمه‌های نفتی داشت و نفت سفید از آن برداشت می‌شد که نفتی بود تصفیه شده و تمیز. نفتی که با یک تغییر کوچک، از آن برای سوخت جت استفاده می‌شود. در ایران تنها در این منطقه چاه نفت سفید وجود دارد. همین سبب شده تا روستا، نفت سفید نام بگیرد. حالا سال‌هاست که حال‌وروز روستا خوش نیست. این گزارش به تاریخ روستای نفت سفید و وضعیت امروزش می‌پردازد.

بامداد یک روز گرم تیرماه است و تقویم میانه‌های ماه را نشان می‌دهد. به سومین شرکت شهر نفتی ایران و خاورمیانه آمده‌ام تا پای درد دل‌هایی بنشینم که تا قیامت از مصیبتش گلو خواهد فشرد. در آغاز به ویرانه‌های چاه شماره ۲۰ می‌روم همان‌جایی که با شعله‌های آتشش نفت سفید را جهانی کرد و جهان به نظاره نفت سفید نشسته بود. داستان نفت سفید و سرگذشت آن به مسجدسلیمان و هفت کل شباهتی عجیب دارد. گویی سرنوشت این مناطق از روی‌هم نوشته‌شده است. طرفه آنکه همه‌چیز یکسان است و آدم‌ها هم حرفشان یکی است بازی روزگار همگی را یکسان به بازی گرفته و بر چرخ تقدیر تابانده. در سطرهای پیشرو با نفت سفید در کوچه‌پس‌کوچه‌های تاریخ معاصر قدم خواهیم زد.

بعد از کشف نفت در مسجدسلیمان و هفتکل، اشتیاق شرکت نفت ایران و انگلیس برای یافتن مخازن و حوزه‌های جدیدتر در منطقه سیر سعودی به خود گرفت. بیست سالی از تأسیس هفتکل گذشته بود که حفاری بر روی مخزن آسماری نفت سفید آغاز شد. در این هنگامه شرکت با چم‌وخم حفاری در این منطقه کاملاً آشنا شده بود و از سویی دیگر صنعت نفت و حفاری به پیشرفت‌هایی نائل آمده بود.

نفت سفید در ۳۲ کیلومتری شمال غربی هفتکل و ۷۲ کیلومتری مسجدسلیمان واقع‌شده است و مساحت آن ۴۸ کیلومترمربع است. علت نام‌گذاری این منطقه به نفت سفید به خاطر و جود چشمه‌ای جوشان از نفت در منطقه است که تا قبل کشف نفت، محصول آن را به‌وسیلهٔ مشک و با الاغ به دیگر نقاط خوزستان می‌بردند. نفت سفید درگذشته چشمه‌های نفتی داشت و نفت سفید از آن برداشت می‌شد، نفت سفید، نفتی تصفیه‌شده و تمیز است. نفتی است که با یک تغییر کوچک، برای سوخت جت استفاده می‌شود. در ایران تنها این منطقه چاه نفت سفید دارد، مردم درگذشته از جاهای مختلف می‌آمدند و کاسه نفت پر می‌کردند و در چراغ‌هایشان می‌ریختند. بعدها برای همان کاسه‌ها، ۳۰ شاهی تا یک ریال پول می‌دادند. همین سبب شد تا روستا، نفت سفید نام بگیر و از آن برای تأمین روشنایی و موارد بهداشتی استفاده می‌کردند. البته روزگاری هم فتی آباد خوانده می‌شد.

حفاری در نفت سفید از سال ۱۳۱۳ خورشیدی آغاز شد که منجر به کشف گاز شد. اولین چاه این منطقه که به نفت رسید چاه شماره ۵ است که در سال ۱۳۱۷ حفر شد. از آن زمان تا سال ۱۳۳۶ تعداد چاه‌های منطقه نفت سفید به ۲۷ حلقه رسید که از ۱۰ چاه آن بهره‌برداری می‌شد و تولید روزانه این منطقه ۲۸ هزار بشکه در روز بود که به‌وسیلهٔ خط لوله به تلمبه‌خانه کوت عبدالله واقع در اهواز فرستاده می‌شد و بعد از پیوستن به لولهٔ اصلی که از مسجدسلیمان می‌آمد به پالایشگاه آبادان ارسال می‌شد.

با ظهور شرکت نفت در منطقه خیل عظیم مردمان جویای نان و نام به این منطقه سرازیر شد و از هرگونه نژاد و قوم مردمانی در این منطقه اقامت کردند و تا سال ۱۳۴۵ که نفت سفید را تخلیه کردند افزون بر ۶۰۰۰ نفر در این شرکت شهر زندگی می‌کردند.

ساکنان بومی این منطقه از بختیاری‌های مهاجری بودند که از مناطق ییلاقی چهارمحال و بختیاری به این منطقه آمده بودند که در گویش محلی آنان را “ایلاقی” می‌نامیدند. عمده حرفهٔ این افراد کارهای ساختمانی و نجاری، سنگ‌تراشی (به دلیل وجود منابع غنی سنگ)، آشپزی و تعدادی از افراد قشر میانهٔ جامعه که با اندک سرمایه‌ای به دکانداری و بقالی کارهای خدماتی روزگار می‌گذراندند.

بعدها مکوندی‌ها شاخه‌ای از ایل چهارلنگ بختیاری به آن منطقه آمدند که عمده آن‌ها در شرکت نفت شاغل بودند. گروهی از اقوام عرب، ترک و ارمنی هم در میان آن‌ها زندگی می‌کردند. ساختار طبیعی نفت سفید به‌صورت منطقه‌ای تقریباً کوهپایه‌ای که در دره‌ای واقع‌شده و کوه‌های سرشار از معادن سنگ آن را احاطه کرده‌اند. آب‌وهوای منطقه با هفتکل و مسجدسلیمان تفاوت چندانی ندارد اما از اواخر خردادماه وزیدن بادهای سوزنده و گاهی هم شرجی هوای منطقه را اندکی غیرقابل‌تحمل می‌نماید.

قبل از ورود شرکت اهالی این منطقه در چادرها و کپرهایی که خود ساخته بودند زندگی می‌کردند و تعدادی هم که بضاعت ساخت کپر و چادر نداشتند تپه‌هایی را در اطراف منطقه به‌صورت غار حفاری کرده بودند و در آن‌ها روزگار می‌گذراندند که گاهی اوقات با نیش مارها و عقرب‌ها می‌آشفتند و بازهم کاری از دستشان برنمی‌آمد.

ساختن خانه‌های سازمانی شرکت در نفت سفید از سال ۱۳۲۴ به بعد آغاز شد. ساختار خانه‌های سازمانی به‌صورت “لین و بنگله” بود و به چند منطقه نیز تقسیم می‌شد. شرکت به‌زودی بعد از روند روبه افزایش تولید نفت در منطقه به احداث باشگاه/ سینما / درمانگاه/ استخر و زمین‌های چندمنظورهٔ ورزشی و دیگر ملزومات اجتماعی همت گمارد. اجتماع انسانی نفت سفید از هفتکل و مسجدسلیمان گوناگون‌تر می‌نمود زیرا تازه‌ساز و بکر بود و نام و آوازهٔ شرکت نفت در سراسر ایران پیچیده بود و مردم شناخت بیشتری از تحولات روز مناطق نفت‌خیز به دست آورده بودند و در تلاش بودند تا راهی پیدا کنند که به این مناطق بیایند. یکی از همین مهاجرین برایم گفت: «من در شهرضا متولد شدم پدرم و در کل خانوادهٔ ما از موقعیت مالی خوبی برخوردار بودند و به کار نودوزی کفش مشغول بودند که در انحصار ما بود. ناگهان براثر یکه مناقشهٔ قومی ورق زندگانی ما برگشت و با خان منطقه درگیر شدیم و چون من پسر بزرگ خانواده بودم مرا تاراندند. ابتدا با قطار به اهواز آمدم و بعد با پای پیاده از اهواز راهی نفت سفید شدم و بعد از انجام کارهای مختلف به کار ابا اجدادیم – کفاشی- روی آوردم.

آن هنگام مناطق نفت‌خیز به‌واسطه صنعتی بودن و محیط کارگری کمتر موردتوجه نیروهای امنیتی و انتظامی بودند و هر کس که مشکلی برایش پیش می‌آمد بعد از مدتی راهی این دیار می‌شد و با گرفتن شغلی در شرکت به زندگی خود و خانواده‌اش سامان می‌داد.

فراموش نکنیم که اگرچه این مناطق سابقه تاریخی و شهری نداشتند و از پرتو کشف نفت ساخته‌شده بودند ولی از محیط اجتماعی بسیار خوب و پویایی برخوردار بودند و انواع الزامات و یک زندگی مدرن مانند باشگاه‌های تفریحی و ورزشی، سینما و انجمن‌های اجتماعی گوناگون فعال بودند و حتی روزنامه‌ای بنام هفت روز در آنجا منتشر می‌شد. جامعه نفت سفید به‌گونه‌ای که فرد را در خود حل می‌کردند و فرد برای همیشه از دنیای قبلی‌اش (روستایی یا مهاجر) بود فاصله می‌گرفت. بسیاری از افرادی که از جای‌جای کشور به این منطقه می‌آمدند برای همیشه ماندگار شدند و ازدواج کردند و خانواده و هویتی جدیدی را برای خود ساختند.

 دیگری گفت: نفت سفید، برای کارگران و مدیران و مدیران عالی‌رتبه، تقسیم‌شده بود. بنگله‌ها به‌تناسب رتبه‌ای که افراد در کارخانه‌ها داشتند، از هم جدا شده بودند: قبلاً یک کمپ بالای تپه بود که موقعیت زیبایی داشت، آنجا کمپ انگلیسی‌ها بود، اما متأسفانه تخریب شد، این منطقه را که جزو املاک نفت است، در زمان جنگ واگذار شد، اما در طول سال‌ها، این خانه‌ها یا تخریب شدند یا آهن‌آلاتش جدا و فروخته شد. اگر این‌ها به‌خوبی نگهداری شده بودند، تبدیل به میراث فرهنگی می‌شدند. به‌ویژه آن کمپ انگلیسی‌ها که بالای تپه بود و استخر و باشگاه و خوابگاه و … داشت

مهم‌ترین اتفاق در منطقه نفت سفید بعد از تخلیهٔ آن، اعتصاب کارگران شرکت نفت اردیبهشت‌ماه ۱۳۲۵ سال است که منجر به اعتصابی گسترده در مناطق نفت‌خیز به‌ویژه آغاجاری و آبادان شد که در مدت زمان کوتاهی ۱۰ هزار نفر در آن شرکت کردند. شرکت ابتدا می‌خواست اعتراضات را سیاسی و درنتیجه غیرقانونی جلوه بدهد و مسئله را امنیتی کند و پای نیروهای امنیتی را به موضوع باز کند اما موضوع تبعات مذهبی و ملی نیز به خود گرفته بود. در ارزیابی نیروهای امنیتی و دولتی، آن‌ها متقاعد شدند که انگیزهٔ ایجاد اعتصاب و هدف بهره‌برداری از آن توسط حزب توده و صرفاً اقتصادی بوده است.

تقاضای اصلی اعتصاب‌کنندگان صرفاً مسائل معیشتی بود عبارت بودند از: توزیع بهتر یخ و آب آشامیدنی، تهیه یک نفر ماما، پیش‌بینی تسهیلات دارویی در منطقه و نیز پرداخت فوق‌العاده ویژه بدی آب‌وهوا در منطقه آغاجاری.

به دنبال این اعتصاب پیش‌نویس قانون کار توسط دولت برای یک دورهٔ آزمایشی، تا زمانی که در مجلس آینده به تصویب برسد به اجرا گذاشته شد. این پیش‌نویس سند جامعی بود که ساعات کار، مرخصی و تعطیلات، شرایط استخدام، اتحادیه‌های کارگری، حداقل دستمزد و حل اختلافات را تعیین می‌کرد. از ابداعات آن‌یک روز تعطیل در هفته با پرداخت دستمزد بود. غفلت بزرگ شرکت نفت در به اجرا گذاشتن این مورد آخر بود که منجر به یک سری اعتصابات جدی‌تر در تیرماه شد.

بعدازاین تحولات جنب‌وجوشی خاص در منطقه هفتکل و نفت سفید شکل گرفت و رسیدگی‌ها بیشتر شد و به‌تبع آن جمعیت زیادی را در خود جای داد که منجر به رونق منطقه شد و از آن به دوران طلایی یاد می‌کنند.

از دیگر تحولات می‌توان به آتش‌سوزی چاه شماره ۲۰ اشاره کرد که یکی از حوادث تاریخی نفت در خاورمیانه قلمداد می‌شود. ساعت ۵ بامداد یکی از روزهای اردیبهشت‌ماه ۱۳۲۹ حفار و گروه کارکنان تحت سرپرستی وی در حال آزمایش چاه بودند. حفاران مشغول عملیات حفاری در سخت‌ترین لایه‌های زمین در عمق هزارپا از سطح زمین بودند. براثر افتادن ناگهانی قطعاتی از وسایل حفاری به درون چاه، عملیات (Fishing) باید صورت می‌گرفت.

برای این منظور باید تمام لوله‌هایی که برای حفاری به درون چاه فرستاده بودند و طول آن‌ها بالغ‌بر کیلومترها بود، از چاه بیرون آورده و جدا کنند تا راه باز شود. در حین انجام این عملیات ناگهان گاز با فشار ۲۵۰۰ PSI از دهانهٔ چاه با قطر ۸ اینچ خارج گردید و تا ارتفاع هزارپا از سطح زمین فوران کرد. کارگران برای حفظ جان خود از دکل فاصله گرفتند و چاه با صدای مهیبی شعله‌ور گردید. این حادثه یکی از بزرگ‌ترین و تماشایی‌ترین صحنه‌های آتش‌سوزی در تاریخ نفت محسوب می‌شود. خبر آتش‌سوزی چاه شماره ۲۰ به‌منزله شوکی برای شرکت نفت بود. تا بعدازظهر همان روز خبر از لندن و نیویورک هم گذشت و شرکت تمام سعی خود را برای حل این مسئله بکار گرفت. فوراً ماهرترین مأمور اطفای حریق چاه‌ها را پیدا کردند (مایرون کینلی) و بعد از توجیه از نیویورک به بصره پرواز کرد و ازآنجا با هواپیمایی اختصاصی به هفتکل و بعد از چند لحظه به نفت سفید رسید. پس از ۴۳ روز تلاش بی‌وقفه و ازخودگذشتگی چاه شماره ۲۰ آرام گرفت و برای مدتی نفت سفید و چاه شماره ۲۰ آن بر روی خطوط خبر و رسانه‌ها قرار داشتند.

دیگر موضوع موردتوجه در تاریخ نفت سفید، حضور آیت‌الله‌العظمی بروجردی مرجع عالی‌قدر جهان تشیع به‌منظور افتتاح مسجد جامع نفت سفید در سال ۱۳۳۲ است. بانی این مسجد شخصی مؤمن و مردمی به نام آقای میرخشتی بود که این مسجد را با همکاری شرکت ملی نفت ایران بنا کرد و سرانجام حضرت آیت‌الله در آن نماز خواندند. این مسجد در توسعهٔ فرهنگ اسلامی و عقیدتی در منطقه نقش مهمی ایفا کرد و همیشه سرشار از مردم مؤمن و متدین منطقه بود؛ مسجد یادشده هنوز هم پابرجاست اما نفت سفید غریب و تنها میان کوه‌های سنگی مانده و گه گاهی با مراسم فاتحه‌ای یا ایام عاشورای حسینی متولد می‌شود.

بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد و روی کار آمدن دولت زاهدی و ظهور پدیدهٔ دکتر اقبال در شرکت نفت از پرتو کنسرسیوم بعد از مدتی کمتر از ۱۰ سال شرکت نفت از نفت سفید رخت بربست و آن‌ها به ارتش شاهنشاهی واگذار کرد. تا مدتی شهر خالی از سکنه بود و فضایی مرگبار بر شهر حاکم شده بود. یکی از ساکنان قدیمی نفت سفید برای من گفت که بعدازظهر تخلیه شرکت نفت بی‌سرانجامی، دل‌تنگی و ناامنی هم مزید بر علت شده بود. کارگران شاغل در شرکت به آغاجاری و خارک و لاوان و… منتقل شدند. تعدادی هم با طرح سالی دو ماه خانه‌نشین شدند و گروهی هم آن‌ها به گردن تقدیر و بخت‌برگشتهٔ خویش نسبت دادند. بسیاری از لوازمات خانه‌ها به سرقت رفت شبی نبود که با ماجرای دزدی به صبح برسد و….

 تا اینکه شعله‌های جنگ ۸ ساله زبانه کشید و دشمن متجاوز نمایان شد. دیری نپایید که نفت سفید تنها، دوباره عزیز شد و پناهگاه امنی برای آنانی که از بیم جان از یارو دیار خویش گریخته بودند و به آلونکی هم رضا می‌دادند و ناگهان نفت سفید حکم پناهگاه و منطقهٔ زیر پونز را پیدا کرد و دوباره رونقی نسبی به خود گرفت و…. اما این رونق را اگر کاذب بنامیم سخنی به‌گزاف نگفته‌ایم. هجرتی دوباره دامان این شهر را گرفت و همگان رفتند و حتی پشت سرشان را هم نگاه نکردند. به یاد نیاوردند شامگاهی که از بیم جان در لین‌های نفت سفید خواب‌های طلایی پایان جنگ را می‌دیدند. از خاطرشان پاک شد که همان‌گونه که آبادان و خرمشهر مسجدسلیمان، دزفول، شوش، سوسنگرد پیکرشان آماج بی‌امان موشک‌های استینگر و اسکاد بود آنان در نفت سفید بعدازظهرها قدم می‌زدند و خاطرات بازگو می‌کردند و یا در زمین‌های ورزشی بازی می‌کردند و شب‌ها بعد از شام با بحث‌های سیاسی و آینده‌هایی روشن را برای خویش ترسیم می‌کردند.

اینک ۳ دهه از انزوا و غربت بی‌بدیل نفت سفید می‌گذرد و به شهر پمپئی روم باستان بیشتر می‌ماند یا به دیگر سخن (پمپئی مناطق نفت‌خیز). لین‌ها متروکه و ویران خانه‌های که نیمی از دیوارهای آن ریخته است، مردمانی اصیل و وفادار به یار و دیار تنها مانده‌اند ساعت ۸ شب شهر بخواب می‌رود و خوابی که بیشتر به احتضار شبیه است! این روزها چند لولهٔ گاز طبیعی که در اصطلاح نفت‌خیزی آن‌ها «ِگیس» می‌نامند هنوز پرفروغ‌اند و از غربت نفت سفید می‌سوزند. مسجدش که توسط آیت‌الله بروجردی مرجع بزرگ افتتاح شد برای مراسم ختم یا مناسبت‌های مذهبی مانند محرم و رمضان باز است. استخرش زمین فوتبال کودکان عشایری است. آب جیره‌بندی و به علت روکار بودن سیستم لوله‌کشی داغ است. در تقسیمات کشوری روستا است. تمام خانه‌ها، لین‌ها و بنگله‌ها تخریب‌شده‌اند و حتی سنگ‌ها و آهن‌های آن‌ها را برده‌اند و فقط شالوده‌ای بجا مانده که شهادت می‌دهد اینجا روزی خانه و مأوایی بوده و انسانی در آن زندگی می‌کرده است.

اکبر نعمت الهی مدیر موزه‌ها و مرکز اسناد صنعت نفت ایران می‌گوید که در آینده نزدیک قرار است این منطقه “اکو موزه” شود: «ما می‌خواهیم محیط و خانه‌ها را ثبت ملی کنیم و اینجا را به یک دهکده توریستی تبدیل کنیم. حتی می‌شود تعدادی از این بنگله‌ها تبدیل به خوابگاه و مهمانسرا شود..
اما به‌راستی چه اتفاق دوباره‌ای باید رخ دهد تا نفت سفید آن شود که باید؟

*منابع:

۱- نگاهی به تاریخ خوزستان/رشیدیان، نیره زمان

۲- نفت ایران/ الول “ساتن

۳- رئیس نفت/ یعقوبی نژاد، علی