برف که می‌بارد، ناکارآمدی مدیریت شهری در اداره شهر تهران بیشتر به چشم می‌آید. این اتفاق اما سابقه‌ای طولانی دارد و منحصر به مدیریت فعلی شهر تهران نیست. هم در دوران مدیریت کرباسچی و هم در دوران طولانی مدیریت قالیباف هم این اتفاق رخ داده بود. اما چرا حجم انتقادها به مدیریت شهری پس از برف روز ۲۵ آبان تا این حد بالا بوده است؟

بامداد امروز بارش برف در تهران ترافیک سنگینی را به همراه داشت. تردد در منطقه یک شهر تهران عملا ناممکن شد، درختان چنار خیابان ولی‌عصر زیر بار برف خم شدند و اعتراضات مردم در خیابان‌های پر از برف نیز به مشکلات جاری افزود.

سازمان هواشناسی هشدار بارش برف و کاهش ۱۰ درجه‌ای دما را داده بود.

در اولین عکس‌العمل، مدیرکل امور خدمات شهری شهرداری تهران گفت: «برودت هوا در سطح شهر در حد یخبندان نیست و برفی باریده که سطح شهر را یک مقدار سفید کرده است،‌ البته ما نیز برای این شرایط تمرین نداریم».

این در حالی است که در روزهای قبل سازمان هواشناسی هشدار بارش برف و کاهش ۱۰ درجه‌ای دما را داده بود.

اما با این حال اصغرعطایی مدیرکل امور خدمات شهری شهرداری تهران در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا درباره عدم نمک‌پاشی معابر سطح شهر که مشکلاتی را برای شهروندان و پلیس راهور ایجاد کرده است، ادامه داد: برف یکی دو ساعت است که شروع شده و در بخشی از مناطق شمالی تهران شاهد بارش برف هستیم .

اما او در ادامه حرف عجیبی زد که عکس‌العمل مردم تهران را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت: ما سطح خیابان‌ها را پاک می‌کنیم، دوباره سفید می‌شود، برف نشسته و نمی‌توان آن را در هوا با تیر زد، برف طبیعی است و باید روی زمین بنشینید و با شن و نمک و یا گریدر آن را برطرف کرد.

بارش برف دو خط اتوبوسرانی را در تهران مسدود کرد.

وی در پاسخ به این سوال که چرا نمک‌پاشی صورت نگرفته است، اظهار داشت: چرا در برخی نقاط نمک‌پاشی انجام شده  است، اما برف روی نمک‌ها می‌بارد و باید مجددا نمک‌پاشی شود.

با تیر زدن برف‌ها در هوا بازتاب‌های مختلفی داشت. عده‌ای با آن شوخی کردند و عده‌ای هم گفتند این تفکر نشان ذهنیت نظامی مدیران شهری است.

حناچی ساعت ۱۲:۱۰ ظهر توییت کرد

ساعتی از ترافیک نگذشته بود که مقایسه میان قالیباف و حناچی در شبکه‌های اجتماعی آغاز شد. گرچه این خط انتقادی از سوی حامیان قالیباف کلید خورد اما به هرحال عده زیادی بودند که با این مقایسه همدلی کردند و شهردار تهران را ناتوان از حل مشکلات فنی و اجرایی دانستند.

حناچی اما در ساعت ۱۲ و ده دقیقه ظهر توئیت کرد: «از ابتدای بارش برف در مرکز کنترل ترافیک حضور دارم و بر روند برف‌روبی و بازگشایی معابر مناطق درگیر، نظارت دارم. در برخی شریان‌های اصلی انسداد رخ داده که در تلاشیم با هماهنگی دستگاه‌ها آنها را بازگشایی کنیم. مانند همیشه، همراهی مردم را صمیمانه خواستارم».

توئیت حناچی کمکی نکرد. فضای مجازی پر شده بود از تصاویر خیابان‌های برف‌گرفته و ماشین‌های معطل شده. برای مثال فرزانه ابراهیم زاده، در خبر از شکسته شدن یکی از درختان باغ فردوس داد:

 این وسط یک کاربر توئیتر هم پای ایده «شهر هوشمند» حناچی را وسط کشید و نوشت: «هوشمندی شهر همین ما را بس که الان ۳ روزه گوگل اعلام کرده ۳ روز برف در تهران خواهیم داشت و شهر هوشمند ما قفل شده».

راه چاره چیست؟

واقعیت این است که امکانات شهرداری تهران برای اداره شهری به این عظمت همواره محدود بوده است. مساله صرفا پاشیدن شن و نمک روی برف‌ها نیست که همان هم درست انجام نمی‌پذیرد مساله این است که وقتی ساختارهای حمل و نقل عمومی استاندارد در شهر پدید نیامده باشد، وقتی لجستیک مورد نیاز برای مواجهه با چنین بحران‌هایی وجود نداشته باشد، با هر برفی می‌توان انتظار چنین صحنه‌هایی را داشت. اداره شهرداری تهران نیازمند سرمایه‌گذاری گسترده است و این همان کاری است که در شرایط فعلی اقتصادی تقریبا ممکن نیست.

نکته دوم اما چگونگی اطلاع‌رسانی و مواجهه با افکار عمومی است.  به هرحال آماده‌سازی افکار عمومی و همراه کردن آنان و پرهیز از اظهارنظرهای نسنجیده بخشی از کارآمدی مدیریت است. اتفاق اتفاق است اما می‌توان به گونه‌ای با مردم سخن گفت که همدلی‌تان را باور کنند. می‌توان به آنها نشان داد که حداکثر تلاش ممکن در حال صورت پذیرفتن است. نه اینکه وقتی پرسشی از شما مطرح می‌کند اولین چیزی که به زبانتان بیاید زدن برف‌ها با تیر باشد.