چکیده: مثل معروفی است که می‌گوید اگر می‌خواهید به کسی کمک کنید به او ماهیگیری یاد بدهید ولی به او ماهی ندهید. سیاست‌ها و برنامه‌های سازمان‌های رفاهی و انجمن‌های حمایت از اشتغال معلولان در ایران سال‌هاست نیز بین انتخاب این دو گزینه سرگردان مانده است. از طرفی برنامه‌هایی اجرا می‌شود که معلولان مهارت‌آموزی کند و یا به معلولان درزمینهٔ پرداخت شهریه دانشگاه کمک می‌شود ولی در عمل و در پشت آمارها و اخبار رسمی منتشرشده از اشتغال معلولان؛ دیده می‌شود که هرساله به فهرست مستمری‌بگیران افزوده می‌شود و معلولان و خانواده‌های آنان با گذراندن مراحل اداری پیچیده به دنبال دریافت کمک‌هایی هستند که حتی کفاف بخش کوچکی از نیازهای آنان را نمی‌دهد. این چرخه بیهوده مدت‌هاست بدون رسیدن به نقطه‌ای و نتیجه‌ای کماکان به چرخش خود ادامه می‌دهد و نمی‌توان تصمیم گرفت که همه را ماهیگیر کنیم یا بین آن‌ها ماهی تقسیم کنیم. اما مشکل زمانی بزرگ‌تر می‌شود که تعداد ماهیگیران افزایش پیداکرده است و از طرفی ماهی هم برای رسیدن به همه وجود ندارد.

  • اصغر فیاض معاون توان‌بخشی بهزیستی استان اصفهان سال گذشته در مصاحبه با ایرنا به بهانه سال رونق تولید می‌گوید: بر اساس آخرین بررسی‌های صورت گرفته دستکم سه هزار و ۷۰۰ خانوار دارای ۲ تا پنج فرزند معلول در استان اصفهان سکونت دارند که با هزینه ماهانه ناچیز بهزیستی به‌سختی امرارمعاش می‌کنند. در سال گذشته, ۱۲۰ هزار معلول در بانک اطلاعاتی بهزیستی استان اصفهان ثبت شد که این تعداد یک‌پنجم آمار معلولان در استان است و پیش‌بینی می‌شود که دستکم ۵۰۰ هزار فرد معلول در استان ساکن باشند.

به دلیل نبود غربالگری گسترده برای شناسایی پدر و مادرهای ناقل ژن بیماری‌های ژنتیکی و پایین بود استانداردهای ایمنی و رعایت نشدن آن‌ها و تعداد زیاد حوادث رانندگی هرساله به جمعیت معلولان ایران افزوده می‌شود. بخشی از آن‌ها به دلیل دچار شدن به نوع سبک بیماری‌ها و یا کشنده نبودن بودن بیماری به سن بزرگ‌سالی می‌رسند و مانند هر انسان دیگری احتیاج به کسب‌وکاری دارند تا بتوانند هزینه‌های زندگی روزمره خود را تأمین کنند. از سوی دیگر هستند افراد سالمی که بر اثر حوادث طبیعی و غیرطبیعی دچار معلولیت می‌شوند این افراد نیز بعد گذراندن دوره نقاهت خود و بازگشت به جامعه و زندگی روزمره احتیاج به منبع درآمد پیدا می‌کنند. در وهله اول بسیاری از معلولان از نظر مالی به خانواده‌های خود وابسته می‌شوند و در صورتیکه پدر و مادر آن‌ها و خانواده‌شان وضع مالی خوبی داشته باشند این وابستگی تا سنین بالا و سال‌ها بعد ادامه پیدا می‌کند، این دسته از معلولان که وضع مالی مساعدی دارند و خانواده از آن‌ها حمایت کرده است و توانایی به پایان رساندن تحصیلات مقدماتی را دارند به‌طور معمول به دانشگاه راه می‌یابند و ادامه دادن تحصیلات عالی را انتخاب می‌کنند تا بتوانند به کمک تخصص دانشگاهی برای خود شغلی دست‌وپا کنند، اما هستند معلولانی که از حمایت خانوادهٔ خود محروم هستند یا وضعیت اقتصادی خانواده‌شان به‌گونه‌ای نیست که بتوانند از آن‌ها حمایت کنند یا شدت معلولیتش به حدی است که توانایی به پایان رساندن تحصیلات خودش را ندارد. در چنین حالتی معلول یا نزد خانواده خود می‌ماند یا در آسایشگاه‌ها اسکان پیدا می‌کند و برنامه‌های مهارت‌آموزی و آموزشی آسایشگاه‌ها را دنبال می‌کند، از طرفی هستند معلولینی که هیچ‌کدام از این شرایط شامل حالشان نمی‌شود و در خیابان‌ها و ایستگاه‌های مترو به دست‌فروشی و یا گدایی می‌پردازند. در چنین شرایطی شاهد هستیم که بخش بزرگی از معلولان با گذراندن تحصیلات دانشگاهی آماده‌به‌کار هستند ولی بازار کار توانایی جذب آن‌ها را ندارد که این امر دلایل عمده‌ای هم دارد. فیاض معاون توان‌بخشی بهزیستی استان اصفهان می‌گوید: افزون بر پنج هزار معلول تحصیل‌کرده بیکار در مقاطع فوق‌دیپلم، لیسانس و فوق‌لیسانس در استان اصفهان در جستجوی کار هستند.

نبود مناسب‌سازی محیط‌های شهری و اداری
استانداردهای جهانی درزمینهٔ مناسب‌سازی و دسترس‌پذیری محیط‌های شهری و محیط‌های اداری برای معلولان به‌گونه‌ای نوشته‌شده‌اند که هر معلولی بسته به توانایی‌ها و محدودیت‌هایش بتواند بدون کمک و مستقل کارهای مربوط به زندگی روزانه خودش را انجام دهد. حق اشتغال یکی از حقوق پایه‌ای معلولین است ولی ناگفته پیداست تا زمانی که بستر مناسب برای حضور معلولان در محیط‌های کاری و معابر عمومی و سامانه‌های حمل‌ونقل عمومی فراهم نشود نمی‌توان انتظار زیادی داشت تا معلولان به‌صورت ثابت و درازمدت شاغل باشند. مناسب‌سازی و دسترس‌پذیری محیط‌های شهری و محیط‌های اداری دو شرط عمده هستند که در صورت بجا آوردن آن‌ها از سوی شهرداری‌ها و کارفرمایان بخش خصوصی و دولتی باعث می‌شود تا موانعی بزرگی از سر راه اشتغال معلولان برداشته شود. در حال حاضر همین معدودی معلولینی که موفق شده‌اند تا به استخدام ادارات دولتی و شرکت‌های خصوصی دربیایند مجبورند تا خود را با شرایط کار کردن در محیط‌هایی که برای افراد سالم طراحی‌شده‌اند به‌سختی تطبیق بدهند. برای مثال سمیرا فارغ‌التحصیل رشته اقتصاد که فردی کم‌بیناست هر روز مجبور است برای حضور در اتاق کارش در اداره مالیات و امور اقتصادی به مرکز شهر تهران برود. محل کار سمیرا در حوالی بازار بزرگ تهران است، طی چندساله گذشته شهرداری تهران خیابان‌های منتهی به بازار بزرگ تهران را سنگفرش کرده است و این خیابان‌ها به پیاده راه تبدیل‌شده است. همین امر باعث شده تا حجم زیادی از خودرو در خیابان‌های اطراف بازار تهران تردد کنند، بیشتر این خودروها تاکسی‌های گردشی شهری و وانت‌بارها و موتورسیکلت‌های پیک هستند. سمیرا هر روز برای رسیدن به محل کارش سوار تاکسی‌هایی می‌شود که به‌هیچ‌وجه برای سوار کردن یک فرد کم‌بینا و نابینا مناسب نیستند. راننده‌های تاکسی‌ها برای مواجه با یک فرد کم‌بینا و نابینا هیچ‌گونه آموزشی ندیده‌اند و امکان دارد بنا بر حجم ترافیک و حوصله راننده او را در نقطه از خیابان‌های اطراف محل کارش پیاده کنند. ازآنجایی‌که سمیرا کم‌بیناست از عصای سفید که مشخصه بارز نابینایان است استفاده نمی‌کند. همین امر باعث شده تا او روزانه با خطر برخورد با وانت‌بارها و پیک‌های موتوری مواجه شود که راه‌بندهای خیابان‌های منتهی به بازار را دور می‌زنند و وارد محوطه سنگفرش شده می‌شوند. از طرفی نوع سنگفرش‌های پیاده راه‌های منتهی به اداره امور اقتصاد به گونه ایست که شخص نابینا نمی‌تواند از روی زمین راه خود را پیدا کند همچنین به دلیل کیفیت پایین سنگفرش و نصب سرسری آن‌ها و تغییرات آب و هوایی و تردد خودروهای باری سنگین جای‌جای سنگفرش‌ها قلوه‌کن شده است و چاله‌ها و دست‌اندازهای به وجود آمده ترمیم نمی‌شوند و برای تردد یک فرد کم‌بینا و نابینا اصلاً مساعد نیست. سمیرا روزانه باید از غربی‌ترین نقطه تهران خود را به مرکز شهر برساند که برای یک فرد با محدودیت در بینایی بسیار خطرناک است.

ضمانت اجرایی نداشتن قوانین حمایت‌کننده
نبود حمایت‌های قانونی از جمله دغدغه‌هایی هستند که کارشناسان و فعالان حقوق معلولین در ایران همواره از آن به‌عنوان یکی از سدهای مهم و پراهمیت دسترسی به‌حق معلولان نام‌برده‌اند. اما طی سی سال گذشته قانون جامع حمایت از حقوق معلولان دومرتبه به صحن علنی مجلس شورای اسلامی رفته است و هر دو بار باوجود کش‌وقوس‌های فراوان به تصویب رسیده است. فصل پنجم این قانون به موضوع کارآفرینی و اشتغال پرداخته است. ماده ۱۵ قانون حمایت از حقوق افراد داری معلولیت بدون شک یکی از جنجالی‌ترین مواد قانونی است که به دلیل اجرا نشدن و ناقص اجراشدنش اعتراضات زیادی به همراه داشته است. در ماده ۱۵ قانون حمایت از حقوق معلولین آمده است دولت مکلف است حداقل سه درصد از مجوزهای استخدامی دستگاه‌های دولتی و عمومی و انقلابی و دیگر دستگاه‌هایی که از بودجه عمومی کشور به‌جز موارد ذکرشده در تبصره‌های ماده ۱۱ را به افراد معلول واجد شرایط اختصاص دهد.

همچنین در ماده ۱۱ قانون نیز گفته‌شده تا سی درصد پست‌های سازمانی مانند تلفنچی و پست‌های دفتری را به نابینایان و کم‌بینایان و معلولان جسمی و حرکتی اختصاص دهد. ولی در عمل مشاهده می‌شود که ماده ۱۵ که در جامعه معلولان با نام قانون سه‌درصدی شناخته می‌شود توسط دولت و دستگاه‌های اجرایی نادیده گرفته می‌شود و یا دور زده می‌شود. برای مثال احمد سال گذشته در آزمون هماهنگ استخدامی کشور شرکت کرد و نامش به‌عنوان یکی از پذیرفته‌شدگان چند برابر ظرفیت برای کار در خبرگزاری جمهوری اسلامی درآمد. خبرگزاری بعد از ثبت نام اولیه از احمد که متقاضی شغل خبرنگاری دیجیتالی بود خواست به همراه تعداد دیگری از داوطلب‌ها در مصاحبه علمی و اخلاقی شرکت کند. احمد که فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات گرایش روزنامه‌نگاری است می‌گوید روز مصاحبه علمی قبل از شروع مصاحبه به کارگزینی خبرگزاری ایرنا رفتم، مسئول کارگزینی به من گفت انتظار نداشته باش تا از سهمیه قانونی معلولین برای استخدام شما استفاده کنیم. شما نیز از نظر ما مانند دیگر داوطلبان سالم هستی و با آن‌ها رقابت خواهی کرد. بعد از اعلام نهایی اسامی پذیرفته‌شدگان احمد پذیرفته‌نشده بود، این در حالی است که خبرگزاری ایرنا در این آزمون احتیاج به ۹ خبرنگار داشته است و احمد تنها فرد معلول بوده است که گواهی معلولیت از بهزیستی داشت.

چنین مواردی در آزمون‌ها استخدامی وزارت آموزش‌وپرورش نیز به‌کرات دیده‌شده است. در آزمون‌های استخدامی برای استخدام معلمان در دفترچه ثبت نام آزمون بارها دیده‌شده است که شرط ثبت نام داوطلبان برای شغل معلمی سلامت کامل جسمانی ذکرشده است و آن دسته از داوطلبان که باوجود نقص جسمانی و محدودیت حرکتی آزمون را پشت سر گذاشته‌اند در مصاحبه‌های اخلاقی و علمی کنار گذاشته می‌شوند، مسئولان وزارت آموزش‌وپرورش در یکی از مواردی که کنار گذاشتن داوطلبان معلول معلمی با واکنش اعتراضی آن‌ها همراه شده بود، علت کنار گذاشتن معلمان معلول داوطلب را این‌گونه ذکر کردند که حضور معلم با نقص جسمانی سر کلاس‌های درس باعث ضربه خوردن به روحیه دانش آموزان می‌شود.

حتی در آزمون‌های استخدامی بخش خصوصی مانند آزمون‌های استخدامی بانک‌ها و مؤسسات مالی و اعتباری نیز گذاشتن شرط سلامت کامل جسمانی به یک‌رویه تبدیل‌شده است حتی درباره شغل‌هایی مانند متصدی‌های پیشخوان بانک‌ها

عدم شناخت از ویژگی‌های معلولین
موضوع اشتغال معلولان در مقایسه با اشتغال افراد سالم پیچیدگی بیشتری دارد. در موضوع اشتغال افراد سالم سرمایه‌گذاری و فرد ماهر و آموزش‌دیده دو عامل تعیین‌کننده هستند ولی در اشتغال معلولان شما با طیفی از موضوعات روبرو هستید، اولین موضوع تنوع و گستردگی معلولان و توانایی‌ها و محدودیت‌ها آنان است باعث می‌شود در انجام برخی امور کارایی داشته باشند و در انجام برخی دیگر توانایی نداشته باشند، بیماری‌های ژنتیکی و نقص‌های جسمانی و حرکتی و حوادث کار و تصادفات و ازکارافتادگی‌ها عمده‌ترین دلایلی هستند که پدیدآورنده انواع معلولیت‌ها هستند، برای مثال فردی را در نظر بگیرید که تا قبل از تصادف با موتورسیکلت یک مهندس عمران بوده است ولی به یک‌باره تصادف می‌کند و قطع نخاع گردنی می‌شود و با محدودیت‌ها و آسیب‌های جسمانی گسترده‌ای مواجه می‌شود و از یک مهندس عمران ساختمان که در محل اجرای پروژه‌های ساختمانی حضور پیدا می‌کرده و ساعت‌ها پشت میز نقشه‌کشی جزییات نقشه‌ها را می‌کشیده است و اعداد و ارقام را محاسبه می‌کرده است. ا به فردی تبدیل می‌شود که تنها قادر است به مکالمات تلفنی پاسخ دهد و برای حضور در محل کار به دو نفر احتیاج دارد تا ویلچر او را حرکت دهند. از طرف دیگر درزمینهٔ بیماری‌های ضعف عضلانی ما با نیروی کاری طرف هستیم که این توانایی را دارد که تا بالاترین مدارک تحصیلی را دریافت کند ولی به دلیل ضعف جسمانی و محدودیت حرکت نمی‌تواند به‌راحتی در محل کارش حاضر شود و دست خود را بالا ببرد و با ماوس و صفحه‌کلید یارانه کار کند.

معلولین بخشی از بازار کار ایران
جامعه معلولان ایران به‌عنوان جزئی از کل جامعه ایران برخی از معضلات عمومی ایران را نیز با خود دارد. همان‌گونه که جامعه ایران شاهد تحصیل‌کردگان بیکار زیادی هستیم در بین معلولین نیز شاهد هستیم که تعداد زیادی فارغ‌التحصیل در رشته‌های گوناگون حضور دارند که بیکار هستند. برخی آمار غیر رسمی از انجمن حمایت از حقوق معلولین نشان می‌دهد که متوسط نسبت جمعیت تحصیل‌کرده به‌کل معلولین ایران از متوسط تعداد تحصیل‌کردگان ایران به نسبت کل جمعیت ایران بیشتر هست. همین امر باعث شده است تا شاهد تعداد زیادی تحصیل‌کرده بدون شغل در بین معلولین ایرانی باشیم.

گستردگی و تنوع ویژگی‌ها و توانایی‌های معلولان با سیاست‌های اشتغال‌زایی در جامعه ایران تضاد بسیاری دارد. همین موضوع باعث شده است تا اشتغال ثابت در بین جامعه معلولان ایرانی کمتر دیده شود. هرچند درزمینهٔ استخدام معلولان سیاست‌های تشویقی وجود دارد و به کارفرمایانی که معلولان را استخدام کنند وام و بخشودگی مالیاتی داده می‌شود ولی ارزش‌افزوده‌ای که معلولان به محیط‌های کاری اضافه می‌کنند به‌گونه‌ای نیست که کارفرمایان مایل به استخدام آن‌ها باشند. یکی از نمونه‌های خوب ایجاد اشتغال برای معلولان در ایران در استان قزوین اتفاق افتاده است. یک کارخانه سازنده مواد شوینده و پاک‌کننده به نام فیروز در خط تولید خود از نیروی کار معلولین بهره می‌برد. این کارخانه که مدیریت آن با کانون توانا استان قزوین است ۹۲ درصد کارکنانش را افراد معلول تشکیل می‌دهد، در بین کارگران کارخانه فیروز از معلولین جسمی و حرکتی تا معلولین جسمی و ذهنی که توانایی آموزش دیدن و انجام کار محول شده به خود را داشته باشند دیده می‌شود، البته حقوق و مزایایی که به این کارگران داده می‌شود منطبق به قوانین حقوق و دستمزد کشور است ولی دیده نی شود که برای کارفرمایان برای پرداخت حقوق کمتر و پرداخت نکردن حق‌وحقوق یک کارگر سالم کارگری معلول را استخدام می‌کنند، هنگام نگارش این گزارش با یک کارگر معلول صحبت کردم که در یک کارگاه مبل‌سازی برای سال‌ها مشغول به فعالیت بود ولی در این مدت حقوق و مزایای کمتری در مقایسه با همکاران سالم خود می‌گرفت ولی به دلیل احتیاج به منبع درآمد با این شرایط کنار آمده بود.

راه‌اندازی کسب‌وکارهای خانگی یکی از اقداماتی است که برای اشتغال معلولین از سوی سازمان بهزیستی انجام می‌گیرد، همچنین آیین‌نامه‌هایی برای اعطای وام خود اشتغالی نیز وجود دارد ولی مبلغ وام موردنظر به حدی ناچیز است که امکان راه‌اندازی یک کسب‌وکار با آن به‌طور تقریبی نزدیک به صفر است. بهزیستی در برخی موارد معلولان را به موسسه‌های مالی و اعتباری معرفی می‌کند تا وام قرض‌الحسنه و با کارمزد پایین دریافت کنند ولی به دلیل اینکه وام‌گیرنده با دریافت وام از فهرست مستمری‌بگیران از بهزیستی خارج می‌شود این وام با استقبال کمی از جانب مددجوها مواجه می‌شود، از طرفی به دلیل اعتبار کم ادارات بهزیستی هرساله در مقایسه با کل جامعه معلولین ایران تعداد کمی برای دریافت وام به مؤسسات مالی معرفی می‌شوند. همه این‌ها به این منجر می‌شود تا معلولین خود به دنبال راه‌اندازی کسب‌وکار خود باشند و به‌طور فردی اقدام کنند. محمدرضا یک بیمار cp است که نقص حرکتی شدیدی دارد و برای تحرک داشتن به صندلی چرخ‌دار وابسته است و کارهای روزانه خود را به کمک یک فرد سالم انجام می‌دهد و به خدماتی که از آن فرد می‌گیرد به‌شدت وابسته است. محمدرضا تحصیلات خود را تا مقطع سیکل ادامه داده است و نتوانسته دیپلم بگیرد ولی توانایی کار کردن با رایانه و گوشی تلفن همراه را دارد. محمدرضا در شبکه بازاریابی بادران عضو است و محصولات این شبکه بازاریابی را به فروش می‌رساند و همچنین او توانسته است به‌عنوان یک بازیکن حرفه‌ای رشته ورزشی بوچیا با یک باشگاه ورزشی قرارداد ببندد و به‌عنوان یک بازیکن حرفه‌ای در تیم باشگاهی خود بازی کند و در مسابقات لیگ بوچیا شرکت کند.

معلولین خط‌شکن
به‌طورکلی در ایران برنامه‌ای جامع برای اشتغال معلولین در سازمان‌های حمایتی وجود ندارد، بسته به زمان و مکان و بودجه و مدیریت ادارات بهزیستی سراسر کشور اقداماتی جسته‌وگریخته برای اشتغال معلولین پی گرفته می‌شود، پیگیری‌های شخص معلول و همراهان او نیز نقش پر رنگی در رسیدن معلولین به خواسته‌هایشان دارد. در چنین شرایطی شاهد نبود وحدت رویه در رسیدگی به امور معلولینی هستیم که در ادارات بهزیستی سراسر کشور پرونده دارند، نبود وحدت رویه در سیاست‌های اشتغال‌زایی و ناکافی بودن اقدامات حمایتی از جانب سازمان‌های رفاه عمومی برای معلولان در کشورمان باعث شده است تا معلولان به‌تنهایی و یا به کمک اعضای خانواده و حلقه دوستان و آشنایانشان به دنبال به راه انداختن کسب‌وکار باشند. از نمونه‌های بارز این افراد با استعداد که خود به‌تنهایی کارآفرینی کرده‌اند و کسب‌وکار خود را راه انداخته‌اند. وحید رجب لو است. رجب لو مالک و طراح سایت و اپلیکیشن است با عنوان توانیتو، این اپلیکیشن و سایت در بیشتر زمینه‌ها نیازمندی‌های معلولان را پوشش می‌دهد و خدمات‌دهی متخصصان و کارشناسان را در محل به معلولین را پوشش می‌دهد. رجب لو از نوع پیشرفته یک بیماری ژنتیکی عصبی و عضلانی به نام اس ام ای رنج می‌برند اما با اقدامات خود توانسته است کسب‌وکاری نوپا راه‌اندازی کند و به‌عنوان یک اینفلوئنسر در شبکه‌های اجتماعی اینستاگرام فعالیت می‌کند.

اقدامات با حاصل جمع صفر
پایین بودن حقوق و دستمزد و ناکافی بودن آن برای پوشش دادن تمام هزینه‌های زندگی یک معلول از جمله مشکلات مرتبط با اشتغال معلولین است. در یکی از مراجعاتم به اداره تهران بهزیستی شهر تهران شاهد بودم که مددجویی برای اشتغال به یک کارگاه معرفی‌شده بود، پس از گذشت تنها سه روز از هفته اول حضور معلول در محل کار پدر و مادر او با گلایهٔ فراوان با اداره اشتغال بهزیستی شهر تهران تماس گرفته بودند. و خواهان آن بودند که تا مددجو دیگر در محل کار خودش حاضر نشود وقتی مددکار اداره اشتغال بهزیستی علت مخالفت پدر و مادر معلول با سر کار رفتن او را جویا شد. پدر و مادر معلول عنوان کردند که طی سه روزی که او برای کارآموزی به سر کار رفته است خرج کرایه تاکسی تلفنی معلول ۱۲۰ هزار تومان شده است و با این حساب در آخر ماه کل دستمزد معلول تنها صرف هزینه رفت‌وآمدش می‌شود و چیزی از دستمزد برای خودش باقی نمی‌ماند. این استدلال به‌قدری قوی بود که هیچ‌کدام از مددکاران حاضر در اداره اشتغال بهزیستی تهران با آن مخالفت نکردند.

اما تنها مؤسسات و سازمان‌های دولتی نیستند که عذر داوطلبان معلول جویای کار را می‌خواهند. یک بیمار مبتلا به بیماری ضعف عضلانی لیمب گیردل در جلسه مصاحبه شغلی خود هنگام برخاستن از روی صندلی به دلیل ضعف جسمانی با مشکل و کندی از روی صندلی بلند می‌شود. مدیرعامل یک شرکت خصوصی به‌محض دیدن این صحنه مخالفت خود را با مشغول به کار شدن معلول در شرکتش بیان می‌دارد. این در حالی است که داوطلب جویای کار معلول از آزمون ورودی شرکت که بین ۲۰ نفر برگزار شده بود با موفقیت عبور کرده بود و انجام شغل به‌هیچ‌وجه احتیاج به قدرت جسمانی نداشت. شرکت موردنظر در آگهی خود به دنبال فرد تحصیل کرده‌ای می‌گشت که توانایی نظارت و کنترل کیفیت نرم‌افزارهای رایانه‌ای را داشته باشد.

تصادفات رانندگی و حوادث هنگام کار دو عامل مهم در پدید آمدن معلولیت افراد هستند. چه بسیار دیده‌شده که کارگری باسابقه در یک کارخانه دچار حادثه شده است و در نهایت قطع نخاع شده است. بخش بزرگی از این حادثه دیدگان بعد طی مراحل اداری ازکارافتاده تشخیص داده می‌شوند و مستمری ازکارافتادگی دریافت می‌کنند. اما مشکل زمانی نمایان می‌شود که افراد باسابقه کار زیاد و سرپرست خانواده باشند. در چنین مواقعی خانواده‌ای که چند فرزند بزرگسال دارد به یک‌باره با شوک عاطفی و اقتصادی مواجه می‌شود.

با توجه به اینکه موانع بسیاری برسرراه استخدام معلولان در سازمان‌ها و مؤسسات عمومی و خصوصی وجود دارد و تک‌رقمی کردن بیکاری در بین معلولان نیازمند اقدامات کلان و همه‌جانبه است. به نظر می‌رسد تشویق معلولان به راه‌اندازی کسب‌وکارهای نوپا و متناسب با شرایط خودشان اقدامی مؤثر برای کاهش نرخ بیکاری باشد ولی نگاهی به فعالیت‌های رسانه‌ای و آگاهی‌بخش و آموزشی نشان می‌دهد که تمایل و برای بهبود و رشد وضعیت اشتغال معلولان وجود ندارد و یا چه‌بسا ضرورتی برای مطرح‌شدن و در اولویت قرار گرفتن نیاز جامعه معلولان به شغل احساس نمی‌شود.. در حالیکه منابع انسانی خوبی در این زمینه در جامعه معلولان وجود دارد. رضا صادقی خواننده پاپ با توجه به معلولیتی که دارد توانایی آن را داشت تا به یک کنشگر تمام‌عیار درزمینهٔ اشتغال معلولان در ایران درآید و افکار عمومی و مسئولان دولتی را برای تحولات مؤثر درزمینهٔ اشتغال معلولان آماده و بسیج کند. صادقی هم هنرمند است هم خودساخته و هم هواداران زیادی دارد و هم معلولیت دارد که به‌واسطه این ویژگی‌ها می‌توانست کارزارهایی ملی برای بهبود اوضاع اشتغال معلولان را رهبری کند، متأسفانه رسانه‌های عمومی و افکار عمومی معلولیت رضا صادقی را به حاشیه رانده‌اند و این ویژگی شخصیتی او چندان بازتاب ندارد و بهتراست گفته شود در خوش‌بینانه‌ترین حالت این بخش از ویژگی او نباید دیده شود. اما نباید از نظر دور داشت هنوز بخش بزرگی از مسئولان و کارفرمایان و انجمن‌های حمایت‌کننده معلولان و خود افراد معلول راه حل را در ماهی دادن به معلولان می‌دادند و پرداخت مستمری نقدی را روشی آسان و مؤثر و کارا برای بر طرف کردن نیاز معلولان به منبع درآمد و حل کردن مشکل اشتغال آن‌ها می‌دانند.